فرشته ای به نام آرشیدا
فرشته ای به نام آرشیدا
لحظات ناب کودکی آرشیدا
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 آذر 1395 و ساعت 12:27 توسط عمه فروغ |

       فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

 

آدرس پیج آرشیدا در اینستاگرام:

  arshida1392.sدانلود او جی اینستاگرام OGInstagram+ 7.12.0 برنامه اینستاگرام پلاس اندروید اندروید

 


موضوع : | بازدید : مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 و ساعت 13:27 توسط عمه فروغ |

چند وقتی هست که برای نمای خونتون درگیر بنا و بنایی هستین .خوب چیزی که مسلمه گرفتن تولد اون هم در همچین شرایطی امکان پذیر نیست اما از طرفی هم نمیشد که کلا بی خیال تولدت شد بخاطر همین تولد امسالت خونه عزیز برگزار شد.یه تولد کوچولو و خودمونی لبخند

دخترکمون عاشق کارتون پوکویو هست پوکویو یا به قول خودش "آقایو"،حالا هر چی میخوای بهش بگو که اسمش پوکویو هست حرف که  اصلا تو گوشش نمیره و بازم رو حرف خودش میمونه و میگه که نه اسمش آقایو هستنیشخند...خلاصه که بنا به خواست خودش قرار شد که برای تولدش کیک پوکویو سفارش بدیم و همین طور قرار بود که پوکویو و الی و پاتو سوار هواپیما بشن و روز تولدش پیشش بیان که  متاسفانه نشد این خواستش هم عملی بشهناراحت

 

 



ادامه مطلب...
موضوع : تولد،جشن تولد | بازدید : 24 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 و ساعت 15:08 توسط عمه فروغ |

 

تو هم حسش میکنی؟!

بوی اردیبهشت می آید در این حوالی...

اردیهشتی  که بدون بهشتش هیچ است.

بوی تن لوس ترین دختر بهار

که لای گیس های فرخوردهٔ خرمایی رنگش

عطر شکوفه های گیلاس است

و اماده برای مست کردنت.

دیوانه ات میکنند ان چشم های سبز شیطنت بارش...



ادامه مطلب...
موضوع : دلنوشته | بازدید : 37 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 و ساعت 16:54 توسط عمه فروغ |

نوروز 96 هم به خوبی و خوشی آغاز و سپری شد.خدا رو شکر که در این 2 هفته تعطیلات به دخترمون حسابی خوش گذشت.امسال هم مثل هر سال نوروز رو به دید و بازدید و گردش های نیم روزی گذروندیم. خانم کوچولومون که حسابی خوش به حالش بود و هر جا که برای عید دیدنی رفت با دست پر و عیدی برگشتچشمک این پست هم کوتاه نوشتی از نوروز 96 هست.لازم به ذکر هست که دخترکمون 1 روز رو به همراه مامان و بابا و خاله ها به سیرک رفته بود و کلی هم بهش خوش گذشته بود و یک شب رو هم دست جمعی به دلوار رفتیم.بقیه روزها هم به گردش در همین اطراف شهر سپری شد که حال و هوای نوروزی این گردش ها به انضمام این که امسال بارون هامون بیشتر زمستانی بود و تا آخرین روزهای اسفند هم بارون داشتیم  که حاصلش این بود که هر جا میرفتی زمین ها سبز و قشنگ بود و یه بهار بهاری تر از این چند سال اخیر برامون رقم زد.

 

تحویل سال 96

۱۳:۵۸:۴۰



ادامه مطلب...
موضوع : مناسبت ها, حرف های شیرین | بازدید : 16 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 19 فروردين 1396 و ساعت 13:40 توسط عمه فروغ |

واقعا درسته که میگن دخترا از همون بچگی آرزوی عروس شدن دارند حداقل که در وصف دخترک ما صادق هست...23 اسفند ماه عروسی پسر خاله مامان بود آرشیدا هم از چند مدت قبل میگفت که دلش میخواد لباس عروس بپوشه و ساق دوش عروس بشه.تا این که با تهیه لباس عروس برای آرشیدا درصدد تحقق یکی از آرزوهای دختری براومدیمچشمک...از اونجایی که عروس شدن دردسرهای خاص خودش رو داره و برای این که آرزوی دخترمون به صورت  تمام و کمال براورده بشه عصر همون روز دختری به منظور خوشگل سازی موهاش راهی آرایشگاه و به دنبال اون آتلیه  شد.نیشخند...دخترمون هم که حسابی خوشحال و هیجان زده بود با پوشیدن لباس عروسش حسابی جوگیر شده بود تا حدی که درخواست این رو داشت که چرا بابا ماشینشون رو مثل ماشین عروس گل کاری نکردهزبان وقتی هم در پاسخ به این درخواستش بهش گفتم که ماشین رو وقتی گل کاری میکنند که داخل ماشین عروس باشه...با قیافه حق به جانبی در حالی که به خودش اشاره میکرد گفت این ها پس این چیهاز خود راضی و بعد هم با اشاره به بابا اون رو هم به عنوان داماد بهمون معرفی کردنیشخند

داستان عروس شدن دخترکمون به همین جا ختم نشد...28 اسفند ماه هم عروسی دوستم بود آرشیدا هم که مثل همیشه پایه ثابت مجالس عروسی هست همراهمون به عروسی اومد اون شب باز هم لباس عروسش رو پوشیده بود و باز هم ما شاهد یه  آرشیدای جوگیر بودیم که به شدت خودش رو در نقش عروس جا کرده بود تا جایی که آخر شب که متوجه شد همه به عروس هدیه میدن اون وقت بود که شروع به گریه کرد که منم عروسم چرا فقط به اون یکی عروسه هدیه میدنخنده

و از دیگر اخبارهایی با این مضمون به گفته مامان اون قدر دخترکمون به لباسش علاقه داره که یک شب تا صبح را با لباس عروسش خوابیدهنیشخند

 



ادامه مطلب...
موضوع : حرف های شیرین | بازدید : 107 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 اسفند 1395 و ساعت 12:45 توسط عمه فروغ |

از خصوصیات بارز تو کنجکاو بودنته،این رو بارها گفتم بازم میگم که نگاه تیزبینی داری به طوری که هیچ چیزی از تیررس نگاهت در امان نیست و همیشه حجم زیادی سوال برای پرسیدن داری سوالاتی که تا پاسخ کامل و درست رو نگیری قانع نمیشی.گاهی اوقات یه سوال رو چندین بار میپرسی تو میپرسی ما جواب میدیم و هنوز پاسخمون تموم نشده دوباره سوال رو از اول میپرسی خلاصه که میفتیم تو یه سیکل پرسش و پاسخ... سوال از تو...و بارها و بارها پاسخ از ما...یکی از همین روزها با هم در حال بازی بودیم یادم نمیاد چه  سوالی ازم پرسیدی و چه پاسخی بهت دادم فقط یادمه مثل همیشه سوال رو چندین بار پرسیدی طوری که از تکرار چندباره سوالت خسته شدم و  بهت گفتم که مگه حافظه ماهی داری!...هنوز این حرف از دهنم خارج نشده  بود که دوباره سوال  میپرسی ...این بار این رو میپرسی که حافظه ماهی مگه چه مشکلی داره؟متفکر....آرشیدا:متفکر....من:کلافه

همه این ها رو گفتم تا برسم به امشب(10 اسفند)...به همراه دو تا ماهی گلی به خونمون  میای با هم میشینیم در کنار ماهی ها و باهاشون حرف میزنیم چند لحظه که از حرف هام میگذره ازم میپرسی الان همه حرف ها رو ماهی ها یادشون رفته؟...اول متوجه منظورت نشدم ازت علت این حرف رو میپرسم میگی که خودت گفتی ماهی ها همه چیز رو زود فراموش میکنند....و منی که متعجب میشم از این حرفت که هنوز هم  گفته ام رو به یاد داری  چون زمان زیادی ازش میگذره و فقط هم همون یکبار راجع به حافظه ماهی بهت گفته بودم.

 

عشق کوچولوی دوست داشتنی منقلب،با وجود تو نیازی به بهانه برای شاد بودن ندارم....تو قشنگترین علت و بهانه برای شاد بودن منیقلب



ادامه مطلب...
موضوع : حرف های شیرین, نقاشی های آرشیدا | بازدید : 39 مرتبه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 17 صفحه بعد
درباره وبلاگ
"آرشیدا" به معنی خورشید درخشان آریایی ،فرشته ای که در یازدهمین روز از اردیبهشت ماه 92 زمینی شد آمد تا با طلوعش زین پس خورشید درخشان ما باشد. عزیزدلم،به امید درخششت در تمام مراحل زندگی
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاین : 4 نفر
بازديدهاي امروز : 173 نفر
بازديدهاي ديروز : 476 نفر
بازديدهاي هفته گذشته : 649 نفر
كل بازديدها : 174907 نفر

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.