عشق کوچولوم،آرشیداعشق کوچولوم،آرشیدا، تا این لحظه: 6 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره

آرشـیدا، ✿‿ ✿ لـــبخنـد اردیبـهـشـت ✿‿ ✿

لحظات ناب کودکانه های آرشیدا

فقط به عشق تو...

 

 

                                   فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

 

آدرس پیج آرشیدا در اینستاگرام:

  arshida1392.sدانلود او جی اینستاگرام OGInstagram+ 7.12.0 برنامه اینستاگرام پلاس اندروید اندروید

 

در ستایش ❤تو❤

  شاید هر کسی جای تو بود نسبت به عضو جدید خانواده اونم در شرایط تو (تک فرزند خانواده و اولین نوه خونه ما) رفتاری عکس نشون میداد،به هر حال از بدو تولد خواه ناخواه تمام مرکز توجه اطرافیان به تو بوده... اما تو❤، عشق میکنی با خواهرانه هات😍، آدم چی میتونه بگه وقتی درخواست میدی که به مناسبت اولین ماهگرد آبجی کوچولوت بیاین و ازش عکس بگیرین😊.... یا وقتایی که هی تند تند عکسای خواهرکت رو تو استوری هات به اشتراک میذاری😍...     نازنین آرشیدای مهربون من😘، عاشقتم😍، عاشق این همه پاکی و قشنگی های درونت😍، عاشق این همه مهری که در  بند بند وجودت جاریه❤   ...
29 مهر 1398

بسلامتی کودکانه های وجودت...

    چه خوش سلیقه اس، خدایی که تو رو به ما داد❤، این حجم از مهربونی😍، این حجم از درک و شعور😊، در وجود کوچولوی تو😍، شگفت انگیزه😘 شکر خدا را برای داشتنت....شکر که سهم ما شدی😍...روزت مبارک شیرین عسلی من😘😘     به وقت شادی...به یمن بودنت...به بهانه روز جهانی کودک💖 هر چند در تقویم فردا به نام "روز جهانی کودک" هست ولی به خواست تو رفتیم پیشواز😊 . و مشق نوشتن وسط این مراسمات😄       ...
15 مهر 1398

اولین های خواهرانه

  تولد الهه هست شب رو چون مامان خونه نیست خونه خاله میمونی...طبق خواسته خودت قرار شد برای دیدن نی نی تا اومدنش به خونه منتظر بمونی😊...هر چند بعد از شنیدن خبر به دنیا اومدنش دیگه طاقت نیوردی ... بعد از کلی گریه و التماس به نگهبان بیمارستان اجازه ورودت صادر شد😉 همین که از راه میرسی با شوق، لپاش رو میکشی و میگی قربونت برم😍 مامان میخوام بازم دعا کنم،یکی دیگه هم از اینا میخوام😄     دو روز اولی که نی نی بیمارستان بود تا مرخص شدنش رو فقط ثانیه شماری کردی و تنها غصه ات دلسوزی برای مامان بود...بدو ورود نی نی وقتی تیم همیاری مراقبت از نی نی رو دیدی میگی: کاش شوهر کرده‌ بودم اون وقت ال...
10 مهر 1398

جشن شکوفه ها

   نازنینم، کلاس اولی شدی   امروز سرنوشتی از شور و شوق در دبستانی شدنت رقم زده میشود امروز روز جشن شکوفه زدنت است با تمام وجود شکوفا شو و عطر دل انگیز دفتر و مدادهایت را روی خاطراتت بپاش و با چشم های مشتاق برای دانستنت، برگهای ندانسته هایت را صبور و مصمم لمس کن امیدوارم در مسیر تکامل با گام هایی استوار، بتوانی جهانی را متحول کنی امروز کتابت را با اشتیاق باز کن که در سطر اول آن نوشته، توانا بود هرکه دانا بود ... . .   یار دبستانی من😍،دیروز 31 شهریور ماه و جشن شکوفه ها بود...صبح بیدارت کردم و بعد از آماده کردنت با هم به مدرسه رفتیم😊...حین آماده شدن ازم میپرسی : عمه مانتو شلوار...
1 مهر 1398