فرشته ای به نام آرشیدا

لحظات ناب کودکی آرشیدا

سه چهار متوالی...

  میدونی راستش رو بخوای ما آدم ها موجودات عجیب و غریبی هستیم یا بهتره بگم موجودات عجولی هستیم...وقتی هنوز خیلی کوچولو بودی یادمه یه زمانی نگران این بودیم که پس کی دندون در میاری؟ و یه زمانی هم نگران این که پس کی شروع به راه رفتن میکنی؟...اون روزها این  مسائل دغدغه های روزانمون بود ولی حالا  دلتنگ اون روزهاییم و فقط خاطرات شیرین اون روزها برامون باقی مونده...داری کم کم خانم میشی آرشیدا،هر چند این روزها هم دغدغه های خاص خودش رو به همراه داره ولی حالا خوب میدونیم که امروز خیلی زودتر از اون چیزی که فکر کنیم میگذره و تبدیل به خاطرات شیرین گذشته میشه... امروز 4 سال و 4 ماه و 4 روزه شدی،آرزوم برات در چنین روزی فقط اینه که کا...
15 شهريور 1396

3 سال و 3 ماه و 3 روزگی بهشت کوچک ما

  بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر آورده ام که فرش کنم زیر پای تو رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود ای پاره ی دلم،  که بریزم به پای تو در خاک هم دلم به هوای تو می تپد چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو قندعــــــــــــــــســـــــــــ...
14 مرداد 1395
2451 13 10 ادامه مطلب
1