فرشته ای به نام آرشیدا

لحظات ناب کودکی آرشیدا

نقاشی

دخترکی در حال خوندن نماز...     توپ...   گاو...   هویج...   گربه...   ماهی...   شکلات...   اردک...   انگور و خیار...   خونه و درخت...   ظرف میوه...   گربه...   موش...       ...
8 تير 1396

آخرین های نود و پنجی...

از خصوصیات بارز تو کنجکاو بودنته،این رو بارها گفتم بازم میگم که نگاه تیزبینی داری به طوری که هیچ چیزی از تیررس نگاهت در امان نیست و همیشه حجم زیادی سوال برای پرسیدن داری سوالاتی که تا پاسخ کامل و درست رو نگیری قانع نمیشی.گاهی اوقات یه سوال رو چندین بار میپرسی تو میپرسی ما جواب میدیم و هنوز پاسخمون تموم نشده دوباره سوال رو از اول میپرسی خلاصه که میفتیم تو یه سیکل پرسش و پاسخ... سوال از تو...و بارها و بارها پاسخ از ما...یکی از همین روزها با هم در حال بازی بودیم یادم نمیاد چه  سوالی ازم پرسیدی و چه پاسخی بهت دادم فقط یادمه مثل همیشه سوال رو چندین بار پرسیدی طوری که از تکرار چندباره سوالت خسته شدم و  بهت گفتم که مگه حافظه ماهی داری!.....
26 اسفند 1395

تجربه نو

زندگی هر روزش پر از تجربه های جدیده تجربه های جدیدی که هر بار خاطرات جدیدتری رو برامون رقم میزنه...با اومدن دی ماه یکی از این تجربه های جدید هم در دفتر خاطرات زندگی دخترکمون رقم خورد آرشیدایی که تا به امروز فقط وابسته به محیط خانه و خانواده بود برای اولین بار در کلاس نقاشی ثبت نام شد تا محیط جدیدی رو علاوه بر محیط خونه تجربه کنه...6 دی ماه اولین جلسه کلاس نقاشی دخترکمون بود و حالا هفته ای دو روز بعد از ظهرها (دوشنبه ها و چهارشنبه ها ) به کلاس نقاشی میره تا علاوه بر یادگاری مهارت لازم برای نقاشی با واژه های جدیدی همچون دوست ،هم کلاسی و مربی هم آشنا بشه... دختر کوچولوی عمه خیلی روی کلاسش حساسه و حتما باید نقاشی های یاد گرفته در کلاس...
9 بهمن 1395

دنیای کودکانه های تو...

هر کس دنیای منحصر به فرد خودش رو داره تو هم از این قضیه مستثنی نیستی و دنیای کودکانه های خاص خودت رو داری...از همون اول تقلید از ما و انجام کارهای بزرگتر از سنت رو به کارهای مناسب با سن خودت ترجیح میدادی...مثل این روزها که خواهری چشم هاش رو لیزر کرده و حالا تو با هر بار قطره انداختن اون میخوای که در چشمت قطره بندازی یا این که مثل اون میگی که چشم هات رو لیزر کردی،مراقب باشید دستتون به چشم هام نخوره که لیزر کردم و این که چراغ ها رو خاموش کنید چشم هام رو اذیت میکنه، لیزر کردم....یا زمانی که عمه ام  با ماسکی بر روی صورتش به خونمون میاد و تو وقتی میبینی که ماسک نداری که مثل اون بزنی از شدت ناراحتی این که نمیتونی مقابله به مثل کنی ...
6 دی 1395
1