فرشته ای به نام آرشیدا

لحظات ناب کودکی آرشیدا

42 ماه عـــــــاشـــقـــی...

میدونی چطور میگذره این روزهای ما؟ این روزها کارمون شده فقط از تو گفتن...مدام از هم پرسیدن درباره تو...سوالاتی که این روزها مدام از هم میپرسیم...امروز چی کار کرد؟امروز چی گفت؟یا حتی  وقتی که نیستی زنگ زدن و پرسیدن راجع به تو...این حالات فقط مختص خودمون نیست هر کی به خونمون میاد یا زنگ میزنه از اولین گفته هاش هست از تو گفتن...الان اونجاست؟چی کار میکنه؟دیگه چی ها میگه؟....و بارها و بارها تکرار کردن حرف ها و کارهای شیرینت برای همدیگه.... میبینی چی کار کردی با ما؟ شدیم دلبسته ات ....شدیم وابسته ات ... شدی دنیامون ...شدی شادی بخش لحظه هامون ...شدی روح خونمون ... همه ی این ها رو از تو داریم....همه این دلخوشی ها و حال ...
11 آبان 1395

حرف هایی از جنس آرشیدا

دخترک ما که در حال سپری کردن روزهای 3 سالگیش هست این روزها بیشتر از همیشه دوست داره بزرگ بشه و کارهای آدم های بزرگتر رو انجام بده همیشه در حال صحبت کردن از خودش تاکید داره که دیگه بزرگ شده این روزها که با وجود گرمی هوا پارک رفتن هاش بیشتر به شب موکول شده هر گاه که به پارک میره بعد از این که کمی بازی کرد دیگه دست از بازی برمیداره و دوست داره به تقلید از کارهای بزرگترها بپردازه و شدیدا دوست داره که به جای تاب بازی،بچه های دیگه رو روی تاب بذاره و هلشون بده .و وقتی که بهش میگم که این کار رو انجام نده چون ممکن هست تاب بهش بخوره با تاکید زیاد بهم میگه: من ماشالله ماشالله ماشالله دیگه بزرگ شدم با هم به مهمانی ...
14 تير 1395
3612 22 17 ادامه مطلب

یه دنیا حرف های شیرین

به از این چه شادمانی، که تو جانی و جهانی فرشته کوچولوی سه ساله من،سلام این روزها با بدو ورودت به سه سالگی شیرین زبونی هات بی حد و مرز شده،همه حرفات شیرینه و دوست داشتنی ،حرف هایی که هر بار با شنیدنشون خنده رو بر روی لب هامون میاره حرف های تو ،که بارها  و بارها برای همدیگه تعریف میکنیم گویی که این روزها نقل مجالس و دورهمی هامون ،حرف های شیرین توست و امروز اومدم تا برات از حرف های شیرین این روزهات بنویسم: امسال بهار که سومین بهار زندگی تو بود و آداب و رسوم نوروزش بیشتر توجه تو رو به خودش جلب کرده بود.آداب و رسوم هفت سین و عیدی دادن،آداب و رسومی که تا این روزها که چیزی به پایان بهار نمونده&...
11 خرداد 1395
4003 20 18 ادامه مطلب

جان جانان من،تولد قمریت مبارک

هدیه ام از تولد تو بهار بود که شکوفه هایش را تا همیشه در قلبم جا کردی دوستت دارم و از بوی نفس های تو رنج دنیا را از یاد می برم جــــــــان جـــــــــــــــانان من،ســـــــــــــلام یه سلام و سه تبریک ویژه، امروز 11 فروردین 95 هست،باز هم یه یازدهم دیگه، یازدهمین روزی که در بین 30 روز یک ماه برای ما یه روز خاص هست،یه روز خاص که یادآور زمینی شدن فرشته کوچولوی خونمون هست و این یازدهم برای تو نویدبخش ماهگرد دیگری و این بار شما 35 ماهه شدی.35 ماهگیت مبارک فرشته کوچولوی قشنگم و اما زیبایی و شیرینی این یازدهم از آنجایی مضاعف شد که با روز مادر هم مص...
11 فروردين 1395

34 ماهگی خانوم کوچولو

  این روزها بودنت بهترین دلخوشی دنیاست....تو که باشی لحظاتم شادتر است   تو که باشی هیچ غم و غصه و دلهره ای تو دنیام جایی نداره.... تو که باشی پر از دلخوشیم....با تو متوجه گذر زمان نمیشم...... با تو که باشم درست همسنت میشم....با تو پر میشوم از لحظه های شاد و زیبای کودکانه غرق میشوم در لحظات زیبای کودکانه ات....پا به پایت بدون ترس کودکی میکنم لحظای با تو بودن رو دوست دارم....و در یک کلام خوشحالم از بودنت 34 ماهه که عاشقتم ،عاشق تو و تمامی لحظه های با تو بودنم 34 ماهگیت مبارک عشق کوچکم حضورت جسم نمیخواهد       &...
11 اسفند 1394

32 و 33 ماهگی نازدونه

بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است ، وقتی که به "تو" نگاه میکنم . قندوعســــــــلم سلـــــــــــــــــام خیلی وقت هست که برات چیزی ننوشتم این رو به حساب مشغله های این روزهام بذار این روزها به شدت درگیر امتحانات و پروژه هام بودم اما بالاخره اومدم تا از این روزهات بنویسم.و با یه عالمه تاخیر از شب یلدا شروع میکنم یلدای 91 اولین یلدایی بود که میشد حضورت رو حس کرد مامان چند ماهی  رو حامله بود اون شب بیشتر حرفمون این بود که سال بعد این موقع یه کوچولو به جمعمون اضافه شده یه طبل کوچولو بود که یک شب قبل از شب یلدا خواهرم از نمایشگاه بین المللی برات خریده بود و بهتره بگم اون طب...
14 بهمن 1394

31 ماهگی نازگلکم

 آذر ماه  هم به نیمه های خودش نزدیک شده و چیزی به پایان فصل پاییر نمونده پاییز هزار رنگ با همه زیبایی هایش که با فرارسیدن آخرین ماهش روزهای 31 ماهگی دخترک ما رو رقم زد.پاییز با برگ های نارنجی اش....   با برگریزانش.....باران های گاه و بیگاهش و همه زیبایی هایی که دارد و همین زیبایی ها و تغییر فصول مختلف هستند که زندگی رو از یکنواختی در می آورد و به روزهای زندگی ما زیبایی دو چندانی بخشیده است.عزیزدلم امیدوارم که هیچ وقت روزگارت دچار یکنواختی نباشد و مثل همین فصل های سال روزگارت پر از تنوع و زیبایی های متفاوت باشد  پاییز یا بهار فرقی ندارد مهم نقشی است که در روزگارت مینگاری امیدوارم که زیباترین ها در صفحه زندگیت نقش ببن...
10 آذر 1394
4038 21 40 ادامه مطلب

شکلات شیرین 2 و نیم ساله من

سوار ماشین و در حال رفتن به سوی مقصد مورد نظر هستیم آرشیدا هم در حالی که روی پاهام نشسته همین که به چهارراه میرسیم با دیدن چراغ راهنمایی و رانندگی این جملات رو تکرار میکنه: چراغ قرمز: با روشن شدن این چراغ ،با صدا زدن باباش شروع به گفتن میکنه: چراغ قرمزه بایست ازش میپرسیم اگه حرکت کنیم چی میشه مگه؟با قاطعیت جواب میده که: پلیس جریمه میکنه و همین که چراغ سبز روشن میشه باز هم رو به باباش میگه: چراغ سبزه حالا حرکت کن. و این گفتگو در تمامی چهارراه های بعد هم تکرار میشود. باز هم یک شب دیگه و اما این بار در حالی که مامان آرشیدا پشت فرمان نشسته و در حال رانندگیست که یک باره آرشیدا صداش میزن...
11 آبان 1394
1860 24 31 ادامه مطلب

دلبرک 29 ماهه

مدتی هست که دخترک خونمون عاشق آدامس و آدامس جوییدن شده و ما هم از ترس این که قورت بده قبل از این که بهش آدامس بدیم بهش تاکید میکنیم که هر وقت نخواستیش بنداز تو سطل آشغال و قورت نده.دخترک بلا هم حالا دیگه فهمیده که منبع آدامس ها آقا جون هست و هر بار با کلی ناز و عشوه آقا جونش رو صدا میکنه تا براش آدامس بیاره چند شب پیش بابام در حالی که داشت نماز میخوند آرشیدا هم همون موقع طبق معمول برای آدامس صداش میزد و وقتی آرشیدا پاسخی از بابام نشنید گفت: برای یه آدامس خودمو کشتی با خواهرم در حالی که در حال بازی کردن هست خواهرم رو به آرشیدا میگه :چقدر تو خوشگلی و این هم پاسخ دخترک: مرسی خودت هم خوشگلی صدای آ...
11 مهر 1394
4442 17 36 ادامه مطلب

28 ماهگی قند و عسلم

قند و عسلم سلام  با یک روز تاخیر 28 ماهگیت مبارک علت تاخیر هم برای تبریک این هست که مسافرت بودیم و تازه دیشب برگشتیم ان شاا.. عکس ها و خاطرات سفر رو بزودی در پست بعدی برات مینویسم.وای چقدر زمان داره زود میگذره و چقدر داری زود بزرگ میشی کاش میشد همیشه کودک بمونی همین قدر پاک و معصوم و از دنیای زیبای کودکانه ات لذت ببری که واقعا میشه گفت از بهترین های روزهای عمر آدمی هست روزهایی شیرین و به دور از غم و غصه ان شاا.. که همه روزهای زندگیت مثل روزهای کودکی شیرین،پر از شادی و به دور از غم و غصه باشد. 2 سال و 4 ماهگیت مبارک قند و عسلم مهم ترین تغییری که در این یک ماه داشتی کوتاهی موهات بود 4 شهریور موهات رو که حتی در زمان ...
12 شهريور 1394
3285 10 20 ادامه مطلب