فرشته ای به نام آرشیدا

لحظات ناب کودکی آرشیدا

شیطون بلای خونه ما

آرشیدا روز به روز بزرگتر میشه و روز به روز شیطون تر و دوست داشتی تر میشه .  آرشیدا این روزا به موبایل علاقه زیادی داره و هر وقت موبایل رو   میبینه به سراغش میره هر چند مامان دعواش میکنه و میگه موبابل برای بچه ها خوب نیست اما آرشیدا شیطون تر از این حرفا شده .با این که میدونه مامان دعواش میکنه همین که داره سمت گوشی میره و گوشی  موبایل رو برمیداره اول خودش نه نه نه میکنه(انگشت اشاره اش رو تکون میده و شروع به گفتن نه میکنه درست مثل مامان) اما بعد از گفتن چند نه موبایل رو برمیداره و به سراغ عمه میره تا آهنگ مورد علاقش(یک کلیپ تو گوشی عمه هست که آرشیدا خیلی دوسش داره ) و همین که عمه براش کلیپ رو میذاره شروع به ...
24 مرداد 1393

گذر زمان-سری اول

جوجه کوچولو خوابای شیرین عید فطر_92 جوجه در کمد دلت شاد و لبت خندان بماند:-*:-*:-*:x:-*:x برایت عمرجاویدان بماند:-* خدارا میدهم سوگند برعشق:-* هرآن خواهی برایت آن بماند:-* بپایت ثروتی افزون بریزد:-* که چشم دشمنت حیران بماند:-* تنت سالم سرایت سبز باشد:-* برایت زندگی آسان بماند:-* تمام فصل سالت عید باشد:-* چراغ خانه ات تابان بماند :-*   ...
16 مرداد 1393

فرهنگ لغت آرشیدایی

عزیز عمه حرف زدن رو  شروع کرده و کلمات زیر رو میتواند بگوید.   بابا: بابا(بابا اولین کلمه ای که گفت) مامان: مامان دده: دختر دادا: پسر نی نی: نی نی عزی: عزیز عمَّه: عمه هنهِ: هندونه حمّام: حمام دَ دَر: بیرون رفتن مَمَم: هر چیزی که قابل خوردن باشه آبا: آب قو: قو نهههه: نه بابای: خداحافظی کردن اَلو: اَلو آرشیدا اجزای بدن رو میشناسه و وقتی بهش میگیم کو چشمات یا مثلا دستت کو با اشاره نشون میده ولی فقط میتونه پا رو تلفظ کنه. آرشیدا صدای حیوانات رو هم میدونه و وقتی بهش بگی فلان حیوان چه صدایی داره ب...
11 مرداد 1393

پانزدهمین ماهگرد جوجه خانم

امروز پانزدهمین ماهگرد عشق کوچولوی ماست جوجه خانم داره روز به روز بزرگتر میشه و هر روز از روز پیش دوست داشتنی تر میشه و خودش رو تو دل ما بیشتر جا میکنه.   عزیزترینم یک سال و سه ماهگیت مبارک آرشیدا خانم ما کلی بزرگ شده و عاشق لاک زدن هست همین که به خونمون میاد میره لاک رو میاره واز ما میخواد که براش لاک بزنیم وقتی هم ازش میپرسی کجا لاک بزنم میگه پا و خودش ناخن پاش رو میاره و همین که براش لاک زدی خم میشه و فوتش میکنه عزیز من در اواخر 5 ماهگی دیگه میتونست خودش به تنهایی بشینه در روز 92/9/13 شروع به چهار دست و پا رفتن کرد و همچنین برای اولین بار در 93/5/2 شروع به راه رفتن کرد اما تا زمانی که خودش...
11 مرداد 1393

خانم کوچولو خوش اومدی

روز چهارشنبه مورخ 92/2/11 در یک روز بهاری در بیمارستان خلیج فارس ساعت  11:10 صبح آرشیدای ما چشم به دنیا گشود.دختر کوچولوی ما زمان تولد  تنها دو کیلو و هشتصد و چهل گرم  وزن و قدی برابر با 50 سانتی متر داشت .   روز تولد آرشیدا مصادف با روز تولد بانو فاطمه زهرا(روز زن)نیز بود. این هم چند عکس از عسلکم در بیمارستان چند ساعت پس از تولد       جز دعا کار دگر نیست مرا شب روزت همه شاد دلت از غم آزاد همه ایام به کام و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون همچو گنجشک به هر بام ودرخت بنشینی خندان وسبکبال تر از برگ درخت در هوا رقص کنان مشق پرواز...
10 مرداد 1393

سلامی به همگی

سلام  من عمه فروغ هستم اینجا را برای آرشیدای عزیزم درست کردم.آرشیدا در 92/2/11  متولد شده واکنون یک سال و دو ماه و  بیست و دو روزه هست.اینجا جایی برای ثبت خاطرات شیرین کودکی اوست.
2 مرداد 1393